وب سایت رسمی مرکز رسیدگی به امور مساجد استان البرز

کرج - میدان توحید - بلوار امام زاده حسن - مصلی کرج

مسجد و جوان/آسیب شناسی نقش ائمه جماعات در جذب جوانان به مسجد (1)

  • ۱۸۴
مسجد و جوان/آسیب شناسی نقش ائمه جماعات در جذب جوانان به مسجد (1)

 بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از کلیدی ترین نقش های جذب و ارتباط مؤثّر جوانان با مسجد، امام جماعت است. زیرا جوان پس از ورود خود به مسجد امام را رهبر این تجمّع عظیم نماز گزاران می داند. بنابراین لازم است امامِ مسجد ویژگی هایی را دارا باشد تا جوانان را به خود جذب کند.

مخاطبِ اصلی امام جماعت در مساجد باید جوانان باشند. لذا می بایست اولویت اوّل کارهای خود را بر ارتباط گیری با جوانان قرار دهد؛ چرا که جوانان، نسل نو جامعه اسلامی بشمار می روند. امام صادق(علیه ­السلام) به مبلّغی که به بصره فرستاد فرمود: «عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلى‏ کُلِّ خَیْر»، برتو باد به جوانان که آنان در پذیرش نیکی و خیر، باشتاب ترند.[1]

حال باید دید چه موانعی در امام جماعت سبب عدم ارتباط گیری مناسب جوان با مسجد خواهد شد.

فقدان خوش ­رویی و خوش ­اخلاقی

از آنجا که جوانان خود احساساتی و عاطفی هستند، برخوردهای جذّاب و صمیمانه و عاطفی را می­ پسندد. لذا کسانی که به زیبایی و صمیمیت با آنان برخورد کنند را دوست می ­دارند و سعی در حفظ ارتباط با آنان می کنند.

امام جماعت مسجد با برخورد صمیمی و عاطفی خود می تواند جوانان را به مسجد نزدیک کند. در صدر اسلام اغلب مردم به سبب اخلاق نیک رسول اکرم(صلی الله علیه و ­آله و سلم) اسلام می آوردند، چرا که رسول رحمت(صلی الله علیه و ­آله و سلم) به عنوان دلسوزترین مبلّغ، خوش خلق ترین، خوش رو ترین مردم بود، کسی بود که همیشه اول سلام می کرد، و هنگامی که با کسی دست می داد، تا وقتی او دستش را رها نکرده بود، حضرت دست خود را نمی کشید.[2] همان کسی که «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ»(قلم/4)، بود.

ایشان اغلب تبسّم بر لب داشتند و از همه بیشتر شوخی و مزاح می کردند [2] و نیز می فرمود: «أَکْمَلُ الْمُؤْمِنِینَ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقا»؛ در گروه مؤمنان، کاملترین فرد از جهت ایمان آن کسى است که اخلاقش از دیگران بهتر است‏.[4]

خوش­رویی و شوخ طبعی امام جماعت سبب علاقه­ مندی جوانان به امام و مسجد خواهد بود، چنان که رسول مهربانی ­ها فرمود: « الْمُؤْمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ الْمُنَافِقُ قَطِبٌ غَضِب‏»، مومن شوخ و شنگ است و منافق عصبانی و اخمو است.[5]

امام جماعت به عنوان رهبری مسجد و نمازگزاران، خود می بایست با رفتار و منش زیبا از محبوبیت بالایی برخوردار باشد. و این محبوبیت در میان جوانان است که آنان را به مسجد نزدیک تر می کند.

برخوردهای سرزنش کننده و همراه با ناراحتی سبب می شود تا جوان از مسجد سرد شود. امام جماعت باید با کمال ملایمت و جذّابیت، جوانان را به سوی مسجد هدایت کند. بخصوص در برخورد با آنان نقاط قوّتشان را مد نظر گرفته و آنان را تشویق کند. چنان که روزی در حضور پیامبر(صلی الله علیه و ­آله و سلم) جوان گناهکارى مورد انتقاد قرار گرفت. حضرت فرمود: «همه گناهان و عیوب او جبران و بخشیده و محو شد، زیرا مؤمنى خوابیده و عورتش پیدا شده بود؛ این جوان همین که عبور مى ‏کرد با پارچه ‏اى او را پوشاند و به کسى نگفت». آن مؤمن هنگامی که بیدار شد فهمید شخصى او را حفظ کرده در آن هنگام دست به دعا بلند کرد و برای وی دعا نمود. آن دعا مستجاب شد و این تبهکار نجات یافت. خبر نجات جوان تبهکار را به خود جوان دادند، او منقلب شد و توبه کرد و در جبهه شرکت کرد و پس از 7 روز به مقام شهادت رسید.[6]

فقدان ظاهری زیبا و آراسته  

از آنجا که جوانان زیبایی و آراستگی را دوست دارند، لازم است امام جماعت از ظاهر زیبا و آراسته برخوردار باشد. البته باید دقت داشت که زیبایی و آراستگی لازمه حضور در مسجد برای هر فرد است، اما برای امام جماعت که مبلّغ دین و نقش محوری جذب جوانان را در مسجد دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است. از سیره امام سجاد(علیه السلام) اینگونه نقل شده است: در شب سردى، یکى از غلامان امام سجاد(علیه السلام) در حالى که آن حضرت لباس هاى زیبایى بر تن داشت و خود را معطر کرده بود، با او روبرو شد. وى از آن حضرت پرسید: در این ساعت و با چنین هیبتى، آهنگ کجا دارید؟ امام فرمود: «الى مسجد جدى رسول الله». به طرف مسجد جدم، رسول خدا می روم.[7]

امام جماعت مسجد باید جوان پسند و آراسته باشد. همان گونه که رسول رحمت یکی از زیباترین و آراسته ­ترین­ های جوانان مکّه را برای امامت جماعت و تبلیغ به مدینه فرستاد. «مصعب بن عمیر» یکی از جوانان زیبا و خوش سیما و با لباس های نیکو و پسندیده، و نیز خوش بو ترین جوان اهل مکه بود، کسی بود با موهای بسیار زیبا و همیشه شانه زده، و کفش های شیک نیز به پا می کرد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و ­آله و سلم) درباره او فرمود: «ما رأیت بمکة أحدا أحسن لمة و لا أرق حلة و لا أنعم نعمة من مصعب بن عمیر»؛ من در مکه خوش ‏پوش ‏تر و پرطراوت‏تر و زیباموتر از مصعب ندیده ‏ام.[8]

عدم مدیریت زمان در مسجد

یکی دیگر از مسائلی که در نظر نگرفتن آن می تواند تأثیر منفی بر ارتباط جوان با مسجد داشته باشد، نداشتن مدیریت زمان، توسط امام جماعت است. امام جماعتی که نماز را طولانی کند، بین دو نماز خطابه­های طولانی داشته باشد، در میان دو نماز به پاسخگویی یا استخاره بپردازد؛ همه اینها نمونه­ هایی از مدیریت نکردن در وقت است که سبب می شود تا جوانان کمتر به سمت مسجد سوق پیدا کنند.

امام جماعت می بایست مراعات حال همه افراد را داشته باشد، و در اسرع وقت نماز را آغاز کرده و به پایان رساند. اگر قرار است برنامه هایی در مسجد برگزار شود؛ بهتر است پس از اقامه نماز جماعت باشد. کما اینکه امیر مؤمنان(علیه السلام) در عهدنامه ای که برای مالک اشتر نوشت، به او فرمود: چون با مردمان نمازگزاری چنان گزار که نه آنان را بِرَمانی و نه نماز را ضایع گردانی...من از رسول خدا(صلی الله علیه و ­آله و سلم) آن گاه که مرا به یمن فرستاد پرسیدم: با مردم چگونه نماز گزارم؟ فرمود:« صَلِّ بِهِمْ کَصَلَاةِ أَضْعَفِهِمْ وَ کُنْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیما» در حدّ توانایی ناتوانان آنان نماز بگزار و بر مومنان مهربان باش.[9]

نکته اینجاست که شاید بتوان گفت که اضعف مأمومین تنها پیران یا بیماران نباشند، بلکه تمام کسانی که به شکلی آسیب پذیر روحی و یا عقیدتی هستند نیز اضعف به شمار آیند و امام جماعت باید در پی اتصال بیشتر آنان به مسجد باشد.

کتابنامه:

1.     کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، چاپ اول، قم، دارالحدیث، 1429ق، ج15، ص 231.

2.     بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر، ط الأولى، 1417/1996، ج1، ص 389.

3.     کلینی، همان، ج4، ص:747

4.     إبن حنبل، احمد، مسند احمد، چاپ اول، بیروت، دار صار، بی تا، ج 2، ص 250.

5.     إبن شعبه حرّانی، حسن بن علی، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، چاپ دوم، قم، جامعه مدرسین، 1404ق، ص:49.

6.     إبن بابویه(صدوق)، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، مصحح مهدی لاجوردی، چاپ اول، تهران، جهان، 1378ش، ج2، ص 169.

7.     کلینی، همان، ج6، ص 517 و حر عاملی، محمد بن حسن بن علی، وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، قم، آل البیت،1409ق،ج 5، ص 228.

8.     إبن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، الطبقات الکبرى، تحقیق محمد عبد القادر عطا، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1410ق، ج3، ص86، و بلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى، انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، چاپ اول، بیروت، دار الفکر، 1417/1996ق، ج9، ص 405.

9.     سید رضی، نهج البلاغه، چاپ اول، قم، هجرت، 1414ق، نامه 53، ص 440.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.